سرزمین سئو مقالات سایت به من اعتماد کنید، مغز انسان یک فلش مموری نیست!

به من اعتماد کنید، مغز انسان یک فلش مموری نیست!

به من اعتماد کنید، مغز انسان یک فلش مموری نیست! post thumbnail image


یکی از مهم ترین و اساسی ترین ویژگی های مغز انسان نحوه ذخیره سازی شگفت انگیز اطلاعات است. این مقاله حاوی نکاتی است که هم برای زبان آموزان و هم برای مربیان مفید است. اگر معلم هستید و ساختار آموزشی محتوای شما با این نکات مطابقت دارد، می توانید به اثربخشی تدریس خود خوش بین باشید. در غیر این صورت، زمان و انرژی زیادی هدر رفته است. اگر فردی همه کاره هستید، این نکات در همه زمینه ها به شما کمک می کند.

ایده ذخیره سازی کانتینری گرا از کجا آمد؟

اکثر ما فکر می کنیم حافظه انسان مانند ظرفی است و محتوای آموزشی در آن قرار می گیرد. این ایده کاملا اشتباه را می توان با چیزی شبیه به این ایده که سیارات و ستارگان به دور زمین می چرخند – قبل از کشف نیکلاس کوپرنیک – مقایسه کرد. چنین اشتباهات اساسی ناشی از دیدگاه نادرست از مشکلات است. در نظر گرفتن حافظه به عنوان ظرفی مانند فلش مموری ایده ای است که از آغاز تاریخ بشر با ما بوده است. اما در پاسخ به این سوال که چرا این ظرف پر نیست؟ ما فقط فکر می کنیم که عمق این ظرف بی نهایت است. پاسخ اشتباه به سوال اشتباه

سیستم آموزشی «کانتینر گرا» چگونه کار می کند؟

قرن هاست که نظام آموزشی بر این فرض غلط بنا شده است و از دوران کودکی مطالبی را به مغز کودکان می ریزند. از ادبیات و تاریخ گرفته تا علوم دینی و فیزیک به همین ترتیب توسط نوجوانان حفظ می شود و کسانی که در حفظ موفق ترند نمره و جایزه می گیرند. اما به تدریج که به بزرگسالی می رسیم، تقریباً همه این ذخایر را فراموش می کنیم. انگار ظرف مغز سوراخ و نشتی دارد! اگر مغز انسان مانند فلش مموری بود، فراموش کردن فایده ای نداشت. هر درس فقط در یک ریدینگ حفظ شد و هیچ دانش آموزی نمره زیر 20 نگرفت!

حافظه انسان مانند یک «داربست» است.

هنگامی که یک پروژه ساخت و ساز شروع می شود، دسته ای از میله ها و بست ها در یک کامیون بدون سازه روی هم انباشته می شوند. کارگران مشغول پیچاندن توری ها به داربست هستند. یک فضای سه بعدی به تدریج شکل می گیرد. هر نوار جدید باید به یک یا چند نوار قبلی متصل شود. حافظه مغز انسان دقیقاً شبیه همین است: شبکه ای داربست مانند از میلیاردها سلول عصبی (نورون) که توسط سیناپس ها (همان منگنه ها یا پیچ های بین سلول های عصبی) به هم متصل شده اند. هر بار که مفهوم جدیدی را یاد می گیریم، آن مفاهیم و اطلاعات جدید باید به عنوان نوارهای جدید در دانش قبلی شما “پیچ” شوند. این کلید طلایی یادگیری است.

چرا اطلاعات جدید باید با اطلاعات قبلی تطبیق یابد؟

برای ضبط موفقیت آمیز محتوای جدید، باید با یادگیری قبلی شما مرتبط باشد. به همین دلیل اطلاعات در مغز انسان در هم تنیده شده است. دو مفهوم سیب و پرتقال در دو بلوک جداگانه در مغز ذخیره نمی شوند. بلکه مجموعه‌ای از صدها رشته عصبی هر دو مفهوم را تشکیل می‌دهند و این رشته‌ها برای مثال در ۷۰ درصد «میله‌ها» رایج هستند. تنها 30 درصد تفاوت این دو میوه را از هم جدا می کند. از نظر مغز، سیب با چند تفاوت تقریباً با پرتقال یکی است! هر دو میوه هستند، هم شیرین و ترش و هم گرد و اغلب زرد و نارنجی رنگ. استفاده آنها مشابه است. این برای مغز کافی است. دیگر به آن اهمیتی نمی‌دهد، و بنابراین به جای اختصاص دو بلوک از ظرفیت ذخیره‌سازی به مغز، مثلاً 1.5 بلوک را به کل آنها اختصاص می‌دهد.

“مواردی که منتشر نمی شود” دور ریخته می شود

هنگامی که اطلاعات جدید وارد مغز می شود، حافظه شما در تلاش برای یافتن نوارهای مناسب برای به هم زدن اطلاعات جدید است. اگر موفق شود، داده های جدید نوشته می شود، در غیر این صورت، داده های جدید ظرف چند ساعت ناپدید می شوند. چالش فراگیران در هر رشته‌ای این است که آن‌ها حجم عظیمی از اطلاعات جدید دریافت می‌کنند که مغزشان کاملاً نمی‌داند آن را به کجا هدایت کند. مغز حافظه کوتاه مدتی دارد که با یک سری ترفندها سعی می کند این اطلاعات را برای چند ساعت به طور موقت حفظ کند. اگر ظرف چند ساعت بتوانید چوب های مناسب را برای اتصال این اطلاعات جدید به مغز وارد کنید، اطلاعات جدید ثبت می شود، در غیر این صورت، حافظه موقت با داده های موقت جدید پر می شود و اطلاعات تعریف نشده قبلی را دور می ریزد.

ظرفیت حافظه بی نهایت است زیرا داربست پایانی ندارد.

نکته شگفت انگیزی که بسیاری از ما آن را باور نداریم این است که ظرفیت باقیمانده حافظه انسان با اضافه شدن اطلاعات جدید کاهش نمی یابد! بلکه هر چه بیشتر یاد بگیریم، ظرفیت داربست دانش در مغز ما بیشتر می شود! جادوی مغز اینجاست که برای اینکه این داربست را تا بی نهایت گسترش ندهد، به هر سلول اجازه می دهد تا به صدها سلول دیگر متصل شود (یعنی این داربست از نظر ریاضی سه بعدی نیست، بلکه n بعدی است). اگر بار گره ها روی بازو روی میله خیلی زیاد باشد. سنگین می شود، برخی از گره های کمتر مهم را باز می کند و پیوندهای بی فایده را از بین می برد. این یک توصیف علمی و ساده شده از مفهوم “فراموشی” است.

حافظه بر اساس تجربه موفق قبلی شما است

این فرآیند “پیچاندن” اطلاعات جدید چگونه انجام می شود؟ برای مثال، اولین باری که کودک سیبی را در دست می گیرد، نمی داند توپ است یا میوه. هنوز مفهوم میوه در ذهنش شکل نگرفته بود. بو و مزه دارد. سعی می کند آن را بجود. حافظه از این اطلاعات به عنوان اسکلت فعلی استفاده می کند و مفهوم جدیدی مانند “زرد، معطر، شیرین، گرد، خوراکی” را ذخیره می کند. دفعه بعد که کودک با یک پرتقال روبرو می شود، مفهوم جدید بلافاصله به همان بلوک “زرد، معطر، شیرین و گرد خوراکی” متصل می شود. اطلاعات تحریف شده در واقع یک یادداشت است: “همان مشخصات، فقط زرد نیست، نارنجی است، همچنین آبدار است.”

ضعف سیستم آموزشی سنتی چیست؟

نظام آموزشی سنتی (در همه علوم) که مبتنی بر «کانتینر محوری» است نه «داربست اطلاعاتی»، این مشکل بزرگ را دارد که فرض می‌کند حافظه بلندمدت انسان، مانند حافظه کوتاه‌مدت، می‌تواند در کنار هم سردرگم بماند. انبوه اطلاعات بدون هیچ ارتباط منطقی مثلاً در مدرسه از ساعت 8 تا 10 صبح ورزش می کنید و بلافاصله از ساعت 10 تا 12 درس تاریخ دارید و مثلاً می خوانید که محمد خان قاجار چه شاه سنگدلی بود و چشمانش را باز کرد. به هزاران نفر در حالی که نه شما و نه پدرتان در آن دوران زندگی نکرده اید و تجربه زندگی شما برای درک چیستی “سنگی” در حوزه سیاسی-اجتماعی کافی نیست. ربطی به ورزش نداشت. بنابراین تنها راه حل مغز شما این است که جناب محمدخان قاجار را با مفهوم «چشم» به ویژه «چشم های بیرون زده از مدار» مرتبط کنید! در واقع، شما سعی می کنید از شکنجه های بی جان و وحشتناک به عنوان یک قلاب برای خراب کردن مفهوم جدید استفاده کنید.

سیستم حافظه انسان به آموخته ها امتیاز می دهد

حافظه به سرعت اطلاعات کم ارزش را دور می اندازد. این داده‌هایی است که دارای ارجاعات ناپایدار است یا هیچ ارتباط واضحی با تجربه یا علایق زندگی شما ندارد. هر اطلاعات جدیدی که وارد مغز می‌شود، اجازه دارد تا به تعداد بی‌شماری «میله‌های پیوند» بپیچد. اما نمی تواند به “نوار نامناسب” متصل شود. بنابراین وقتی مقداری اطلاعات وارد مغز می شود با صدها عنصر از دانش و تجربه فعلی شما “ادغام” می شود و نمره بالایی می گیرد، اما اطلاعاتی که پشتوانه ضعیفی در حافظه شما دارد (مثل داستان همان پادشاه قاجار) توزیع می شود. در چند نوار اهمیت کمی دارند و امتیاز کمی می گیرند.

هر شب هنگام خواب، مغز تمام اطلاعات دریافتی در طول روز را اسکن می کند. اطلاعاتی که امتیاز بالایی دریافت کرده اند نه تنها زنده می مانند، بلکه همانطور که دانشمندان علوم اعصاب می گویند، ادغام می شوند. این بدان معنی است که آنها یک مهر تأیید مجدد دریافت می کنند. (نگاه کنید به پاورقی) اطلاعات کم امتیاز برچسب “دور انداختن” گذاشته می شود و مغز می داند که دفعه بعد که می خواهد مفهوم جدیدی را در جای خود قرار دهد، مجاز است مفهوم قبلی را “باز کند”، میله ها را رها کرده و اجازه می دهد. اطلاعات جدید در نصب .slow بنابراین، به عنوان مثال، “پادشاهی که چشمان خود را بیرون می آورد” با “آب مروارید یک بیماری چشمی است” جایگزین می شود!

اگر فراگیر هستید

اگر مشغول یادگیری موضوعی هستید، درس مهمی که از مکانیسم ثبت اطلاعات در مغز می آموزیم این است که هر مفهومی را در زمینه خود یاد بگیرید. به عنوان مثال، اگر در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید، کلمه موجود در جمله را یاد بگیرید. جملات پاراگراف را بیاموزید و پاراگراف ها را جدا از هم نخوانید، بلکه در دل مقاله بخوانید. مثلاً Context = زمینه یادداشت برداری را ننویسید، این جمله را بنویسید: «مغز هر مفهومی را در بافت آن یاد می گیرد». حافظه برای ضبط و روایت چیزی نیاز به زمینه و مرجع دارد. احمقانه ترین کار این است که یک دیکشنری باز کنید و لغات را از اول تا آخر یک کتاب جداگانه بخوانید و حفظ کنید.

اگر معلم هستید

اگر در حال تولید محتوای آموزشی هستید، به تجربیات زیسته مخاطبان خود توجه کنید و در مورد آنها اطلاعات کسب کنید. سعی کنید محتوا را به گونه ای ارائه کنید که برای آن تجربه مناسب باشد. اگر نمی دانید مخاطبان شما چه کسانی هستند و چه تجربیاتی داشته اند، احتمالاً محتوای شما با آنها ارتباط برقرار نخواهد کرد. در عین حال، بخش های مختلف محتوای آموزشی را به عنوان پیوندهایی در یک زنجیره به هم متصل کنید. به جای ارائه اطلاعات مختلف به مخاطب، دست او را بگیرید و قدم به قدم در مراحل مختلف طی کنید. هر مرحله باید بر روی مرحله قبلی بنا شود یا به تجربه کلی زندگی مربوط باشد. محتوای آموزشی را نه به صورت موازی، بلکه در یک سری قسمت های به هم پیوسته اجرا کنید.

PS:
با موضوع تقویت اطلاعات در حافظه، اهمیت «تکرار» و نحوه جلوگیری از تکرار «خسته کننده» در فرآیند یادگیری، مقالات بعدی مدیر سبز را دنبال کنید.

مطالب مرتبط

ارتباط میان مدیریت استرس و تیپ های شخصیتی MBTIارتباط میان مدیریت استرس و تیپ های شخصیتی MBTI

مقابله با استرس با استفاده از تیپ‌های شخصیتی MBTI میلیون‌ها روش برای مدیریت استرس و غلبه بر افکار منفی در شرایط اضطراری وجود اما تمامی آن‌ها راهگشا نیستند. دلیل این

هزینه تعمیر شیائومی ۱۴ اولترا تیتانیومی سر به‌فلک می‌کشدهزینه تعمیر شیائومی ۱۴ اولترا تیتانیومی سر به‌فلک می‌کشد

شیائومی ۱۴ اولترا جدیدترین پرچمدار شیائومی است که در یک نسخه ویژه تیتانیومی نیز عرضه شده است. به‌تازگی لیست رسمی هزینه تعمیر بخش‌های مختلف این پرچمدار منتشر شده که از

Как позиционирането на марката помага на пазара | Saturday WeeklyКак позиционирането на марката помага на пазара | Saturday Weekly

В днешния силно конкурентен пазар не можете да очаквате добри печалби, освен ако вашите клиенти не мислят за вас. Въпреки че няма такова нещо като негативен маркетинг, все пак трябва